سی روز جهنمی _بمب خوشه ای
قسمت سیزدهم_بمب خوشه ای
...در موقعیت جدید امنیت به مراتب کمتر شده بود، عراقیها که شکستهای پی در پی خشمگینشان کرده بود، هر چه در توان داشتند و هرگونه سلاحی که در اختیار داشتند به کار میگرفتند تا پیشروی ما را متوقف کنند و از دستیابی به اهداف عملیات محروم، از طرفی در صحنه بین المللی جنب و جوش قابل توجه در حال شکل گرفتن بود، حامیان صدام که هر گونه کمک تسلیحاتی و مالی در اختیارش قرار داده بودند، نمیتوانستند پیروزیهای پی در پی ایران را باور و هضم کنند، از اینرو پیشنهادهای رنگارنگ از جمله جبران خسارت و بازگشت عراق به مرزهای تعیین شده را مطرح میکردند، حتی رئیس وقت سازمان ملل به همراه هیاتی به ایران آمد.
...اما در صحنه نبرد اوضاع به شکل دیگری دنبال میشد،
عراقیها نیروهای بیشمار ایرانی پراکنده در دشت و بدون جان پناه را طعمه مناسبی برای اهداف توپخانه و هواپیما های مدرن اهدایی غرب و شرق می دیدند، به همین خاطر توپخانه ، کاتیوشاها و هواپیماها لاینقطع ما را زیر آتش میگرفتند، به کار گیری بمب خوشه ایی که سالها بر اساس معاهده های بین المللی منسوخ و ممنوع شده بود، مثل نقل و نبات بر سر روی ما ریخته میشد
...عملکرد این بمب ها طوری بود که بعد از جدا شدن از هواپیما مساحتی بیش از چندین هکتار را پوشانده و هنگام عمل کردن از ارتفاع سی سانتی به بالا را مورد اثابت قرار میداد، تنها راه نجات از دست آن پیدا کردن جان پناه مناسب و یا قرار گرفتن در سنگر سر پوشیده بود.
اینروزها تقریبا از رو درویی مستقیم خبری نبود، جنگ، جنگ توپخانه ها و هواپیماها بود، در این وضعیت عراقیها بدون هیچ محدودیتی بی وقفه ما را زیر گلوله باران میگرفتند، اما در این سو ما به دلیل محدودیت و تحریمها مجبور به سهمیه بندی! گلوله بودیم و امکان پاسخ دادن به تها جمات آنها را نداشتیم
...طبق روال اینروزها یکی دیگر از دوستان عزیزم را از دست دادم، مهندس هاشمی فرمانده دسته دوم گروهان بهرام که از افسران وظیفه با معرفت و نازنین بود عصر روز بیست و دوم به اتفاق چند سرباز هدف آتشبار کاتیوشای دشمن قرار گرفتند واجساد مبارکشان چنان قطعه قطعه شده بود که امکان تشخیص اینکه کدام عضو متعلق به کیه وجود نداشت!!
خیلی دلم میخواد شرح جریان شهادت این عزیزان را بنویسم، اما به یاد آوری آن صحنه ها چنان برایم دردناک است که یارای نوشتنش را ندارم....و قلب مریضم به تپش می افتد...
اما همچنان عزم و اراده برای فتح خرمشهر و بیرون راندن متجاوزین بین نیروها موج میزد...ادامه دارد،