حمایتی دیگر از تالاب عزیز

پیام ذیل تلاشی در راستای حمایت از تالاب است که توسط وبلاگ وزین آبکنار جوان منتشر شده، با اجازه مدیر مسئول وبلاگ و به نیت حمایت از تالاب اقدام به باز نشر آن میگردد. ضمن اینکه از تمامی دلسوزان انتظار حمایت و همراهی دارم.

پیام برای دکتر حسن تامینی لیجانی نماینده محترم رشت

با سلام و احترام

ضمن عرض تسلیت بمناسبت ایام سوگواری امام حسین(ع) باستحضار می رساند با توجه به وضعیت اسفبار تالاب انزلی اخیرا در بین مردم روستای آبکنار (30 کیلومتری انزلی) تحرک خوبی در زمینه نجات تالاب بوجود آمده و با ارسال پیام به سایتها و نهادهای مسئول درخواست کمک خود را مطرح می کنند. از آنجا که کمیسیون کشاورزی مجلس مسئولیت رسیدگی به مسائل منابع طبیعی و تالابها را بعهده دارد از جنابعالی تقاضا می گردد از طریق کمیسیون مربوطه نسبت به پیگیری این خواسته مردم شریف آبکنار (نجات تالاب ) اقدام فرمائید. قبلا از هر گونه مساعدت جنابعالی در این زمینه سپاسگزارم. تالاب متعلق به همه ایرانیان است و همه ما در حفظ و نگهداری آن شرعا موظفیم.

در سایت آبکنار جوان همین مطلب منتشر می گردد.

انشاء الله پیروز باشید.

با احترام- دهباش


 

نامه ای به خانم ابتکار

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

سرکار خانم دکتر ابتکار

معاون محترم رئیس جمهورو رییس سازمان حفاظت محیط زیست

سلام علیکم.

احتراما" ضمن تسلیت و تعزیت ایام سوگواری حضرت اباعبدالله حسین (ع) و آرزوی صحت و سلامتی برای شما خواهر گرامی از شما تقاضا دارم دقایقی از اوقات شریفتان را به برادر تان تخصیص و به درد دلم توجه فرمایید. آنچه موجب گردید تا مصدع اوقات شریفت شوم جمله زیبایی بود که در یکی از مصاحبه های اخیر شما شنیدم و این احساس همزبانی باعث شد به خودم اجازه مکاتبه با شما را داده تا دردی مشترک را با شما درمیان بگذارم. اما در مصاحبه منظور فرمودید: "نسل ما برای خودش زندگی نکرد."

چه زیبا توصیف فرمودید ویژگی نسل ما را، با اندکی تفحص دریافتم من و شما با یکی دو سال اختلاف سن به نسلی تعلق داریم که نوجوانی و جوانی ما مقارن گردید با حرکت شکوهمند مردم ایران و تحقق انقلاب اسلامی ، متعاقب آن سالهای دفاع مقدس و سختی های بعد از آن رسالتی را به نسل ما وا نهاد که به سر منزل مقصود رساندش بسیار گران بود و توانی به مراتب بالا می طلبید. بسیاری از ما بیشترین بهره را از این برهه بردند و به مراد رسیدند و ما ماندیم تا راه را ادامه داده و در امتحانهای بعدی نمره قبولی بگیریم. جبر زمانه و تاریخ بر ما مقرر گردد تا بسوزیم و روشنگر راه نسلهای آینده باشیم. بسازیم تا نشو و نما کنند فرزندانمان و آیندگان ما در محیطی عاری از سختی ها، چقدر در این راه موفق بودیم قضاوتش با نسلهای آینده و البته ذات اقدس الهی. تاریخ امانتی به ما واگذارد که تحمل و حفظش بسیار ثقیل بود و گران و به قول لسان الغیب :" آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه فال به نام من دیوانه زدند." نیازی به یاد آوری نیست که بر تقدیر خود راضی هستیم و شاکر.

خواهر محترمه سرکار خانم ابتکار

با پوزش مجدد از تصدیع،به استحضار میرساند تالاب بندر انزلی این اکوسیستم استثنایی و این نعمت خدادادی در وضعیتی اسفبار و در حال اضمحلال است. خوان گسترده ایی که در سالهایی نه چندان دور بستر روزی ده مردمان منطقه و البته ماوای پرندگان و آبزیان مهاجر و بومی بود. سالهایی نه چندان دور پدران ما از ذخایر غنی آبزیان تالاب و نقش آن در اقتصاد منطقه خاطرات زیبایی برایمان تعریف میکردند . امروز هم من و دیگران از زیباییها و مناظر بکر تالاب برای فرزندانمان میگوییم اما با روند موجود بیم آن میرود فردا از این پهنه زیبا چیزی برای تعریف و روایت نماند و کلا" به خاطرات بپیوندد.

امروزه تالاب زیبا و سرشار از نعم خدادادی به بیماری مبتلا شده و حال و روز خوشی ندارد. بی ملا حظگی برخی صاحبان مشاغل و صنایع همسایه تالاب و دست اندازی سود جویان به حریم تالاب، نفس کشیدن را برایش سخت کرده است.

خواهر عزیز و مدیر دلسوز

بنده بعنوان فرزند مرداب که سالهای کودکی و نوجوانی خویش را در کنار این تالاب زیبا سپری کرده و البته به علت جبر زمانه بیش از سه دهه از آن گسسته و به شهرنشینی پیوسته ام همچنان دل در گرو مهر تالاب دارم و نگران روح و روان بیمار تالابم. از شما خواهر عزیز استدعا دارم نگاهی مهربانانه به تالاب داشته باشید همانطور که نگران سرنوشت دریاچه ارومیه و دیگر بوم زیستهای میهن هستید.

باشد تا با کمک هم بتوانیم خدمتی به کشور و مردم شریف میهنمان کرده و شرمنده تاریخ و نقش و رسالت خویش نباشیم.

ارادتمند- نادر وطنخواه تر به بر

اهل روستای تربه بر بندر انزلی

 

 

بت پرستی نوین

تاسیس هیات متوسلین به اسب امام حسین

 روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

انحراف در محافل عزاداری مذهبی، همچنان ادامه دارد و هر روز پدیده جدیدی در این زمینه بروز می‌کند. از استان مرکزی خبر می‌رسد در یکی از شهرهای این استان هیأتی با نام "متوسلین به ذوالجناح"! تأسیس شده که اقدام به عزاداری‌های غیرعادی و همراه با خرافات می‌کند. متأسفانه نهادهای فرهنگی مسئول که باید عهده‌‌دار نظارت بر این امور باشند به وظایف خود عمل نمی‌کنند.

 عین خبر از خبرگزاری خبر آنلاین نقل قول شده بدون کم و کاستی، نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر. تاسف بار ومایوس کننده و درد آور. دردناک تر از زنده به گور کردن دختران در عهد جاهلیت، مصیبت بارتر از شرابخواری خلیفه مسلمین، جانشین رسول الله در ملاء عام، و شرمناکتر از تعدی به بیت المال توسط طلحه و زبیر.

بت پرستی نوین در هزاره سوم پس از میلاد مسیح!!

هزاران سال بعداز یکتا پرستی و تلاش هزاران نبی! هزاران سال بعد  از درهم شکستن بتان نمرودی توسط ابراهیم خلیل، هزار و اندی سال بعد از انهدام لات و عزی به دست نیرومند فاتحین مکه

بار دیگر شاهد ظواهر و طلیعه بت پرستی این بار با نام عاشقان حسین بن علی(ع) در سرزمینی که رسول الله (ص)مردمش را به جویندگان علم و دانش معرفی کرد هستیم. وا دریغا . وا دردا ، وا مصیبتا!!

به کجا ببریم این خفت و خواری را. به کدامین چاه سر فرو بریم و دردغربت دین فریاد کنیم! مگر حسین برای مبارزه با بدعت و خرافه قیام نکرد؟ مگرحسین(ع) درد دین نداشت؟ زن و فرزندانش، عشیره ، قبیله ، یاران و دوستان خود را به مسلخ یزید نبرد؟ مگر حسین بن علی(ع) برای مبارزه با جهل و جمودفکری و خشک مغزی به شهادت نرسید؟

 پس چگونه است که امروز مشتی خرافه پرست و خشک مغز جاهل با  سوء استفاده از جهل مردمان روز ی با نماد "کلید تدبیر"روزی با علم و کتل در دست گرفته و همچون بت پرستان به دور لات و عزی خود ساخته در طوافند و اینبار پا را فراتر گذاشته به اسب حسین متوسل میشوند. رذالت و حماقت تا این حد؟

چند سال پیش که فیلمی موهن از  به اصطلاح عزاداران سرور و سالار شهیدان را دیدم و در آن عده ایی صدام دین به نام مداح اهل بیت زنجیر به گردن کرده و خود را کلب حسین مینامیدند. به خود گفتم اینها ساخته دشمنان دین و تشیع است که قصد سیاه نمایی دارند. اما امروز در آستانه محرم1435 ه. ق با خواندن خبر فوق بغضی سنگین گلویم را فشرد و لاجرم بعد از مدتی سکوت بار دیگر قلم بر دست گرفته تا دینی به دینم اداء کنم . خداوند عاقبت همه را ختم به خیر کند . آمین یا رب العالمین