خرما پزان(15)

800x600

بسم الله الرحمن الرحیم

    با آغاز مرداد هر روز به گرمای منطقه  افزوده میشد و به گفته جنوبی ها  فصل خرما پزان نزدیک بود و هر روز گرمتر از دیروز میشد . از طرفی جنگ که در ماههای آخر سال اول بود در حال تبدیل شدن به یک جنگ فرسایشی بلند مدت بود. قرار گرفتن در موضع پدافندی صرف، موجبات فرسایش روح و روان نظامیان میگردید . این شرایط سخت ایجاب میکرد  تمهیداتی برای ایجاد تحرک بین نظامیان اندیشده شود تا از رکود،خستگی و کاهش انگیزه آنان خودداری شود .به همین علت  تیمهای اطلاعات و عملیات که در ارتش این وظیفه را بیشتر رکن دوم بر عهده داشت  دست به کار شده بودند تا با مطالعه و بررسی وضعیت و راههای ضربه زدن  به دشمن و ایجاد تحرک در جنگ  از رکود بیش از پیش جنگ جلوگیری نمایند.

ادامه نوشته

دوران نقاهت(14)

بسم الله الرحمن الرحیم

.. سر ظهر بود که لنگ لنگان و عصا به دست به مقر گروهان ارکان- دسته بهداری رسیدم . دوستان و علی الخصوص فرماندهانم با دیدن من متعجب پرسیدند با این وضع اینجا چکار میکنی؟و بعد از اینکه مشخص شد با داشتن 10روز استراحت پزشکی به منزل نرفته و به خط برگشته ام برخی تشویقم کردند و از این عملم به نیکی یاد و عده ای دیگر با متلک و تیکه انداختن اینکار را خود شیرینی و... نامیدند اما برایم خودم علت روشنی داشت.(استحقاق تشویق یا تحقیر شدن عملم با خداست و اوست که از ضمیر انسانها آگاه است) بالاخره فرماندهان دسته بعد از اطمینان از تصمیم من برای ماندن در منطقه همان شب تصمیم گرفتند برای گذراندن دوران نقاهت به یک خط عقب تر نزد قایقرانان که کنار رودخانه کرخه مستقر بودند بروم،...

در این عکس شهید استوار نادعلی نفرسوم ایستاده از سمت چپ هستند.

ادامه نوشته

دعوا سر لحاف ملا!!

بسم الله الرحمن الرحیم

  روایت شده در یکی از شبهای سرد زمستان که ملا نصرالدین نگون بخت مجبور به بیتوته در خارج از خانه و کاشانه شده بود. با تکه لحاف کهنه ایی روزگار میگذراند. ناگهان دو نفر در حالیکه تظاهر به دعوا و مرافعه میگردند به او نزدیک شدند، ملای زبان بسته سعی در میانجیگری و برقراری صلح و صفا بین آن دو نمود. خلاصه اینکه در کنار ملا بخسبیدند و اندک زمانی بعد که ملا از سوز سرما به خود آمد خود را برهنه یافت .دو زاریش بیافتاد که آن دعواها همه اش صوری بوده و غرض و مقصود لحاف ملا !!

روایت است دیگر، راست و دروغش گردن راوی!

اما دخلش با حال و روز ما چیست؟!

اتفاقاً خیلی هم دخل دارد و اصلاً روزگار امروز ما چقدر شبیه و همسان با دوران ملا و شاید هم چند سده دور تر است.

امروز صبح عید که برای ابتیاع اندک متاع ضروری به بازارچه محله مان رفتم، متوجه شدم قیمت پیاز نسبت به هفته گذشته دویست سیصد تومان ناقابل با لا رفته(البته نسبت به آخر هفته قبل) ، علت را جویا شدم گفتند : چون صادرات پیاز شروع شده! قیمت رفته بالا!!

  قربانش برم اقتصاد ما یه جورهایی نوبره بخدا! به همه فاکتورها و تحرکات اقتصادی واکنش نشان میده. از چهل سال پیش که من دانش آموز رشته اقتصاد بودم . تو کتابهای ذیربط نوشته بودند کالاها و اقلام مازاد بر نیاز یک کشور به خارج از مرزها صادر میشود. اصلاً چه کار داریم که تو کتابهای اقتصادی چی نوشتند؟ هر چی نوشته باشند. اصلاً تئوریهای اقتصادی کی گفته قابل اجرا هستند؟ اونا فقط به درد درس دادن تو مدارس و دانشگاهها می خورند!!

   همین بابای بنده که نه سواد داره و نه فعال اقتصادی محسوب میشه و نه تئوری اقتصادی بلده، همین بنده خدا که برنج میکاره، بعد از برداشت محصول قبل از اینکه آذوقه یکسالش را جدا کنه عمراً یک دانه برنج صادر کنه ! ببخشید بفروشه.

چکار کنم این هم از الگوها و تئوریهای مدیریت ماست که می خواهیم به واسطه آن بر جهان مدیریت کنیم.!!

 خیلی از بحث دور نشم. 

گفتم چقدر روزگار امروز ما شبیه ایام حیات خدا بیامرز ملا نصرالدین و بلکه اعصار قدیمی تر از اوست!

اگر توجه کنید داستان افزایش قیمتها در کشور ما خیلی شبیه روایت فوق است. مثلاً افزایش قیمت مرغ از اواخر سال گذشته که قیمت مرغ حول و حوش 3200تومان بود شروع شد. ابتدا اتحادیه مربوطه داستان کمبود دان مرغ و نهاده ها را طرح، سپس دولت خبر ورود ضرب العجلی نهاده ها را مطرح و متعاقباً داستان سوء استفاده اتحادیه مرغداران از نهاده ها و فروش 500هزار تن آن دربازار آزاد و....

این دعواهای ساختگی و سر لحاف ملا بین صنف و مسئولین دولتی ادامه داشت و به موازات آن قیمت مرغ با سرعت زیاد از مرز 8000تومان هم گذشت و با شروع سناریوی توزیع یارانه ای مرغ و سهمیه بندی، فروکش نمودن التهاب بازار و... بالاخره قیمت مرغ بعد از گذشتن از دریای پر تلاطم روزگار مصرف کنندگان در ساحل آرامش 6000تومانی لنگر انداخت و همه خرسند از تلاش بی وقفه و ایثار گونه مسئولین محترم و تلاشگر در عرصه تنظیم بازار!!

و اگر توجه کنیم این داستان در موردخیلی دیگر از کالاها تکرار می شود و ما بعد از گذشتن و عادت کردن به وضعیت، همه با هم میخوانیم:

همه چیز آرومه ما چقدر خوشبختیم ...

از خدا جز خدا نباید خواست...

بسم الله الرحمن الرحیم


 روزی از روزها روز قسمت بود و خدا هستی را قسمت می کرد. خدا گفت: چیزی از من بخواهید. هر چه که باشد، به شما عطا خواهم کردسهمتان را از هستی طلب کنید، زیرا خدا بسیار بخشنده است. یکی بالی برای پریدن و دیگری پایی برای دویدن، یکی جثه ای بزرگ خواست و آن یکی چشمانی تیز. یکی دریا را انتخاب کرد و یکی آسمان را.

در این میان کرمی جلو آمد و به خدا گفت: من چیزی از این هستی نمی خواهم. نه چشمانی تیز و نه جثه ای بزرگ. نه بالی و نه پایی، نه آسمانی و نه دریا. تنها کمی از خودت، تنها کمی از خودت به من بده و خدا کمی نور به او داد، نام او کرم شب تاب شد.

خدا گفت: آن که نوری با خود دارد، بزرگ است، حتی اگربه قدر ذره ای باشد. تو حالا همان خورشیدی که گاهی زیر برگی کوچک پنهان می شوی و رو به دیگران گفت: کاش می دانستید که این کرم کوچک، بهترین را خواست، زیرا که از خدا جز خدا نباید خواست.

هزاران سال است که او می تابد. روی دامن هستی می تابد. وقتی ستاره ای نیست چراغ کرم شب تاب روشن است و کسی نمی داند که این همان نوری است که روزی خدا آن را به کرمی کوچک بخشیده است.

 

  منبع:ماهنامه آموزشی بانک سامان، سال هفتم، شماره 55

 

 

ماه میهمانی خدا

لبخندبه لبهای شما حک بادا
                   غمهای شما همیشه اندک
بادا


این عید که سرشار ز لبخند خداست
                       بر وسعت جانتان مبارک بادا
 

ضرورت حفظ قداست قانون

بسم الله الرحمن الرحیم

قانون و ضرورت حکومت قانون و ضوابط اعم از قوانبن و مقررات نوشته جوامع انسانی یا قوانین و دستورات آسمانی که با واسطه انبیا و اولیا الهی برای ثبات و دوام و آسایش و آرامش انسانها تدوین و جاری شده است. همواره مورد نظر و پذیرش انسانها و حکومتهابوده و میباشد. در دنیای دیروز و امروز و حتی فردا هم حکومتها برای حفظ بقا و حیات خود، حتی آنهایی که عملاً هیچ الزام و تکلیفی بر رعایت قانون ندارند . به نحوی خود را قانون مدار و پایبند به قانون معرفی نموده و به دلیل در امان بودن از آسیبها و زیانهای قانون گریزی از ابراز علنی عدم التزام به قانون اجتناب ورزیده و به ظاهر خود را پایبند قانون و قانون مدار میدانند.

از آنجاییکه پایبندی و التزام به قوانین موجب ثبات و دوام جوامع بوده و به نوعی فصل الخطاب انسانها در تنظیم روابط و قراردادهای فی مابین آنها در همه امور اعم از اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و ... میباشد. بر همه آحاد جامعه، خواه اینکه کوچکترین جامعه(خانواده) باشد یا جوامع بزرگی مانند یک شهر ، کشور یا جامعه بزرگ جهانی باشد. تکلیف و واجب است که خود را ملتزم به رعایت قانون دانسته و بی هیچ عذر و بهانه ای به اجرای قانون گردن گذاشته و نقش و رسالت خود در استقرار نظم، امنیت، عدالت و نظم و یکپارچکی جامعه ایفا نمایند.

 

ادامه نوشته

قدس آزاد میشود

بسم الله الرحمن الرحیم

سال 1948سرزمین فلسطین غصب شد.

فلسطینیان آواره کشورهای همسایه و دیگر نقاط دنیا شدند.

برخی از کشورها نسبت به این واقعه تلخ بی تفاوت، برخی حمایت لسانی، بعضیها حمایت عملی و برخی دیگر گهی به نعل و گهی به میخ کوبیدند.

عده ای دیگر بی شرمانه در کنار اردوگاه غاصبیبن اطراق کردند.

به همین راحتی 64سال از اشغال فلسطین و قبله اول مسلمین سپری شد.

با ادامه این روند فلسطین از اسارت غاصبین آزاد خواهد شد؟

کی و چگونه؟ نظر شما چیست؟

اولین تجربه (13)

800x600

بسم الله الرحمن الرحیم

همانطوریکه در قسمت قبلی گفته شد هفته سوم تیرماه 60هفته ای تلخ و سخت برایم بود که آخرین روز آن صبح روز بیست و یکم زمانی که در حال جابجایی با نیروی جایگزین و آماده شدن برای رفتن به خط دوم بودم. مصادف شد با آمدن جیب حامل یخ و تانکر چرخدار آب، ما هم به تصور اینکه فرصت خوبیه تا از خطرات پیاده رفتن به عقب جبهه خلاص شویم و با همین خودرو به عقب برگردیم. طبق روال معمول که عراقیها با آمدن وسائط نقلیه تدارکاتی (آب ، غذا و مهمات و...) شرو ع به کوبیدن موضع با خمپاره میکردند، این بار نیز به محض ورود خودرو شروع به شلیک خمپاره کردند من هم طبق معمول مدام به بچه ها اخطار میکردم تا از تجمع دور خودرو خودداری کنند. در حالیکه مشغول پوشیدن کفش و حرکت برای رفتن بودم، یک گلوله خمپاره 60در چند متری خودروی حامل تانکر آب اصابت کرد. در حالیکه نیم خیزشده بودم و نمیدانستم باید درازکش کنم یا نه، چشمم به تانکر افتاد و دیدم سه نفر از سربازان که مشغول پر کردن گالنهای آب بودند روی زمین ولو شدند. تا خواستم به سمت آنها حرکت کنم خمپاره دومی از راه رسید و چند متر آنطرف تر اصابت کرد .,...

ادامه نوشته

تاریخ

800x600


800x600

تاریخ یک ماشین خودکار و بی راننده نیست و به تنهایی استقلال ندارد،


 بلکه تاریخ همان خواهد شد که ما می خواهیم.


((ژان پل سارتر))

 

 

 

ساده ترین

800x600

ساده ترین کار جهان این است که خود


باشی و دشوارترین کارجهان این است


که کسی باشی که دیگران می خواهند.

بهترین اشخاص

800x600

بهترین اشخاص، کسانى هستند که اگر از آن ها تعریف کردید، خجل شوند و اگر بد گفتید، سکوت کنند.

((جبران خلیل جبران))

در خوشبختی

800x600

هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود ،


دری دیگر باز می شود


ولی ما اغلب چنان به دربسته چشم می دوزیم


که درهای باز را نمی بینیم.


((هلن کلر ))

 

کشتن پرنده

800x600

برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی ست.لازم نیست آن را در قلبش فرو کنی یا گلویش را با آن بشکافی .پرهایش رابزن...

خاطره پریدن با او کاری می کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند .

 

لشکر گوسفندان

800x600

لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره می‌شود، می‌تواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره می‌شود، شکست دهد.

 ((نارسیس))

ای بندگان خدا!!

800x600

ای بندگان خدا!...

آیا بازگشتی برای جبران وجود دارد؟

 به کدام سو می روید؟

و به چه چیز مغرور می شوید؟

همانا بهره شما از زمین به اندازه طول و عرض قامت شماست.

مولا علی (ع) نهج البلاغه – خطبه 83

انتظار

800x600

بدون ترک گناه انتظار بی معناست

                                             امید دیدن روی نگار بی معناست

تمام زنده دلی ها ز اشک نیمه شب است

                                    بدون فیض سحر درک یار بی معناست

دگر به دوری آقا نموده ایم عادت

                                    و گر نه بر دل مجنون قرار بی معناست

خزان عمر رسید و بهار ما نرسید

                                    بدون تو گل نرگس  بهار بی معناست

 بهای زندگی ما رضایت یار است

                                    و گر نه گردش لیل و نهار بی معناست

برای مستی دل میکشم ناز تو

                                      میان میکده داد و هوار بی معناست

منبع : درویش

تر به بر غصه خوار(غصه خوار تربه بر)

800x600

بسم الله الرحمن الرحیم

در گذشته نه چندان دور در ولایت ما ( روستای تر به بر) بزرگواری زندگی میکرده که به همه چیز و همه امور جامعه و محل زندگی حساس بوده و با مداقه در همه رویدادها و رفتار اهالی کلی حرص و جوش می خورده است . هر کسی خبط و خطایی میکرده یا سهل انگاری و کوتاهی در امور شخصی و اجتماعی انجام میداده این بزرگوار عز و جز میکرده و آه و ناله سر میداده است. تا آنجا که به " تربه بر غصه خوار" (غصه خوار تربه بر)معروف می گردد و از اون زمان به بعد در آبادی ما هر کسی که به مسایل و مشکلات شخصی دیگران و یا به امور اجتماعی حساسیت نشان میدهد. غصه خوار تربه بر گفته میشود.

روایت شده فرد مورد نظر روزی جهت سرکشی به مزرعه راهی بیرون آبادی بوده که با شخصی غریبه روبرو میشود. غریبه از ایشان می پرسد . تا تربه بر چقدر راه مانده؟


ادامه نوشته

اونو ولش ،  غضنفر و بگیر

800x600

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز صبح که طبق روال سنوات اخیر سری به دکه روزنامه فروشی زدم و دو نسخه روزنامه مورد نظر را خریده و مشغول مطالعه شدم . در صفحه اول روزنامه ورزشی معروف که پر از تصاویر رنگی قهرمانان المپیکی بود . قهرمانانی که در چند روز گذشته به اندازه سالها افتخار آفریده و موجب خشنودی و خوشحالی ملت ایران شده و در این میان مسئولین ریز  ودرشت ابن الوقت کورسی پرشتاب تر از قهرمانان برای ثبت این افتخارات به نام خودشان را اغاز نموده اند و غافل از آنکه مردم فهیم و هوشیار بهتر میدانند که این افتخارات حاصل تلاش و کوشش قهرمانان است یا تدبیر و برنامه ریزی مدیران؟

  اما مسئله مورد نظر نگارنده پرداختن و تحلیل این قضیه نبوده چرا که نه تخصصش را دارم و نه قصد تحلیل و نقدرا . الحمدالله به اندازه کافی کارشناس و متخصص در این مورد در جامعه وجود دارد و قطعا" آنان به نقد و تحلیل موضوع خواهند پرداخت.

چیزی که توجه و قدری تامل مرا برانگیخت تصویر قهرمانان تکواندو که قرار است از امروز بر روی تاتامی رفته و مبارزه کنند. تصویر دو تکواندو کار مرد به همراه تنها تکواندو کار زن ایرانی به نحوی کار شده که بیننده در اولین نگاه و بدون دقت حس نا خوشایندی پیدا میکند و بلافاصله اختلاط ورزشکاران زن و مرد در ذهن تداعی میشود. با توجه به حساسیتهای جامعه و باورهای دینی و مذهبی جامعه چه ضرورتی برای ارائه تصاویر به این شکل و آن هم در صفحه اول یک روزنامه ورزشی پر تیراژ وجود دارد ؟ آیا این به نوعی شیطنت ژورنالیستی نیست؟

اینجا بود که نا خوداگاه به یاد اصطلاح "اونو ولش غضنفرو بگیر " که چند صباحی در فرهنگ محاوره ای ما رایج شده و کم کم در حال تبدیل شدن به ضرب المثل میباشد افتادم. ظاهراً در حالیکه باید تمام هوش و حواسمان به دشمنان شناسنامه دار این ملت باشد. نیم نگاهی هم باید به شیطنت های از این قبیل هم داشته باشیم و خیلی خاطر جمع و بی خیال نباشیم.

الهم العجعل امورنا بالخیر والعافیه

اشعار شهادت حضرت علی (ع) و شب قدر

shere ghadr yasgroup.ir  اشعار شهادت حضرت علی (ع) و شب قدر – سری 3

آیا سحری به رنگ خون دیدی تو
محراب و تو منبری چنین دیدی تو
خون بر در و دیوار و جماعت سر و رو
فرقی که به سجده لاله گون دیدی تو
آن زاده کعبه و امین حرمین
افتاده میان خاک و خون دیدی تو
آن کس که ستیز خیبر و بدر و احد
چون شیر بغرید چنین دیدی تو
ایا تو درون ظلمت شام سیاه
نان اور کودک یتیم دیدی تو
آیا دل پرز خون و گریان چشمی
از جور زمانه و زمان دیدی تو
او زخم تن و زبان که در طول زمان
با جان به خرید و دم نزد دیدی تو
آیا زمیان مردم کوفه و شام
مظلوم تر از علی کسی دیدی تو

تقسیم شادی یا مرغ؟

بسم الله الرحمن الرحیم


شنیدم تو یخچال خونتون یه عدد مرغ دارید!

بیایید شادیهایمان را تقسیم کنیم!

بیاد رمضان شهدا ...

بسم الله الرحمن الرحیم

ته صف بودم به من آب نرسید. بغل دستیم لیوان آب را داد دستم گفت: من زیاد تشنه نیستم .

نصفش را تو بخور.

     فرداش شوخی شوخی به بچه ها گفتم

                             از فلانی یاد بگیرید. دیروز نصف لیوانش را به من داد.

  یکی گفت لیوان ها همه اش نصفه بود!

 سلام بر لبهای تشنه

رمضانیه

بسم  الله الرحمن الرحیم


خدایا....  

     رمضان ماه میهمانی توست...

  سفره ات هر روز سال پهن بوده، ولی این روزها، پذیرایی ها ویژه است....

 از خوان گسترده ات دلی سیر میخواهم ....

              شکم سیر را هر روز قبل از رمضان مرحمت نموده ای....

 الهی شکر

اینجا زمین است!

800x600

بسم الله الرحمن الرحیم

اینجا زمین است!

 

        ساعت به وقت انسانیت خواب است.

 

                دل عجب موجود سخت جانی است!

می شکند،

              می سوزد؛

                           می میرد، ولی باز هم می تپد!

 

آدمهایی را دوست دارم....

 

همانهایی که برای همه لبخند دارند،

 

                همانهایی که بوی ناب آدم میدهند،

 

                            و من باور دارم تو از همانهایی،

پیامکهای دلنشین

800x600

بسم الله الرحمن الرحیم

Smsیا پیامک از پدیده های نوین تکنولوژی بوده که باید در خدمت انسانیت و پژوهش و زندگی امروزه باشد، لکن مثل خیلی دیگر از ابزارها استفاده بهینه ای از آن نمی شود. و اکثر پیامک ها  که به ما میرسد  بی محتوی و  حتی از هجویات بوده و باید بلافاصله از حافظه گوشی پاک تا به غیر از دیگران خود آدم نیز دوباره آن را نبیند.

اما بی انصافی است اگر به برخی از این پیامک ها که توسط دوستان با معرفت به دست ما می رسد بی توجه باشیم .

به همین علت تصمیم گرفتم از این به بعد پیامکهای قسم اخیر را منتشر نموده تا عده بیشتری از آن بهره مند شوند. اظهار نظر و کمک فکری مخاطبین عزیز نیز میتواند در پر بارتر شدن آنها کمک کند.

و اولی آن از دوست عزیزم جناب آقای درویش:

یابن الحسن:

جاده عشق چنین پیچ و خمش بسیار است؟

    یا فقط راه رسیدن به شما دشوار است؟

         گفته بودند که خورشیدی و هستی همه جا

             پس چرا این همه بین من وتو دیوار است؟

                  شور سربازی و در رکابت مردن

                      بهتر از منصب سرلشکری و سردار است...

 

                  "الهم عجل لولیک الفرج"

نسل سوخته

800x600

بسم الله الرحمن الرحیم

      در محاورات روزمره و زمانی که شکوه و گلایه از نامرادی روزگار به میان می آید عبارت نسل سوخته را زیاد می شنویم. بسیاری از هم سن و سالهای ما وقتی بحث قیاس امکانات، شرابط اجتماعی سیاسی و موقعیتها و فرصتهای رشد و تعالی امروز و دیروز به میان می آید. متولدین دهه 40 وکمی قبل از آن خود را نسل سوخته  نامیده و از جفای روزگار و رنجها و مشقتها ی تحمل شده می نالند.

     هم سن و سالهای نگارنده وقتی پا به دبستان گذاشتند مصادف بود با اوج تبلیغات و مانورهای انقلاب شاه و ملت!! ،جشن تاجگذاری محمد رضا پهلوی وجشنهای دو هزار پانصد ساله شاهنشاهی و حکومت وقت با بوق و کرنا کردن آن سعی در تثبیت موقعیت خود در منطقه داشت و در این وادی از ما بچه های معصوم نهایت بهره تبلیغاتی برای گرم کردن بساط خود می برد.

    در حالیکه در آستانه اتمام دوره دبستان بودیم تغییرات اساسی نظام تحصیلی یعنی تبدیل نظام آموزشی دو مقطعی دبستان، دبیرستان به سه مقطعی دبستان، راهنمایی و دبیرستان شروع و بالطبع سکته هایی را در امر آموزش ما ایجاد کرد. که اوج آن در بلاتکلیفی ما در شروع دوره دبیرستان بود.

ادامه نوشته

مدیریت تبدیل تهدید به فرصت

800x600

بسم الله الرحمن الرحیم

 

کشاورزی الاغی داشت که همه بار زندگی بر دوش او بود. یک روز به طور اتفاقی الاغ به درون یک چاه بدون آب افتاد.

کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد و برای این که حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم هم ولایتی او تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و درد کمتری بکشد.

مردم و کشاورز با سطل روی سر الاغ شروع به خاک ریختن کردند، اما الاغ هر بار به خودش تکانی میداد و خاک های روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد، سعی میکرد روی خاک ها بایستد.

 


 
ادامه نوشته

اندرحکایت صرفه جویی ارزی!!

بسم الله الرحمن الرحیم

صرفه جویی از ارزشهای والای اسلامی است که علاوه بر نص صریح کتاب آسمانی مسلمین، همواره توسط نبی اکرم(ص) و ائمه و علما و بزرگان دین اسلام مورد تاکید موکد بوده و میباشد. و در راستای تاثیرات آن در اعتلای شخصیت مسلمین و جوامع انسانی و اسلامی فراوان گفته شده است. ازاینکه صرفه جویی در هر محور و فعالیتی آثار و فواید خاص خود را داشته و تاثیرات آن بر زندگی آحاد جامعه غیر قابل انکار میباشد، نیز بر کسی پوشیده نیست.

یکی از انواع صرفه جویها که بعد از صرفه جویی در آب، برق ، سوخت و آرد و نان و ... خلاصه خوردنیها و آشامیدنیها مورد توجه است" صرفه جویی ارزی " میباشد.

ادامه نوشته

هر آنکه باد بکارد....


  بسم الله الرحمان  الرحیم

از بامداد امروز که مسابقه بوکس بین علی مظاهری قهرمان ارزشمند ما با حریف کوبایی بواسطه قضاوت نا متعادل داوران به نفع حریف کوبایی به پایان رسید رسانه های داخلی اعم از صوتی، نوشتاری، تصویری و مجازی و... خلاصه هرچه سایت و روزنامه و خبرگزاری وجود داشت همه و همه یکصدا فریاد برآوردند که قهرمان ما را ناجوانمردانه حذف کرده و هرکسی به نوبت خود به برگزار کنندکان المپیک و لابی صهیونیست، خانواده سلطنتی انگلیس و... تاختند. اینکه دنیا روی خوش به ما نشان نمیدهد هیچ شکی نیست . اینکه صهیونیستها و اذناب و یارانشان از هر فرصتی برای اذیت و آزار ما دریغ نمیکنند شکی نیست و... اما ذکر نکاتی چند پیرامون این مسئله و مسائل مشابه خالی از لطف نیست.

ادامه نوشته

اندر حکایت سهام اَداَاالَت!!!

800x600

بسم الله الرحمن الرحیم 

سهام عدالت از پدیده های نو و بلکه شگرف و عجیب از دریای خلاقیت و ابتکار جهان سیاست بوده و نگارنده نیز از بابت قولی که به خودش داده قصد ورود به این عالم پر رمز و راز را ندارد. لکن اوراق گرانبها و میلیونی سهام عدالت موجود در صندوق اسناد و اوراق بهادار شخصی، که رویت هرچند وقت یکباره آن رژه بر ذهن مشوش و پر تلاطم خاطرات من رفته و تاریخ مصور و اطلس گونه توزیع این اوراق بسی گرانمایه در محل کار را برایم مجسم میکند. حیفم می آید از این همه حض بی نهایت که با مرور خاطرات بر ذهنم متبادر میشود دوستان و مخاطبین را بی نصیب نمایم.

ادامه نوشته

این همه غفلت؟

800x600

بسم الله الرحمن الرحیم

 

زندگی ماشینی و توجه به مادیات حتی در این ماه مبارک چنان ما را غرق کرده که هیچ توجه ای به اطراف و اطرافیان نداریم . دیشب دقایقی بعد از افطار به یکباره یادم افتاد که یکی از دوستان و همکاران  استانی در بستر بیماری است و من از دو هفته پیش که به ملاقاتش در بیمارستان مبلاد  تهران رفته بودم ،

ادامه نوشته