بسم
الله الرحمن الرحیم
روایت
شده در یکی از شبهای سرد زمستان که ملا نصرالدین نگون بخت مجبور به بیتوته در خارج
از خانه و کاشانه شده بود. با تکه لحاف کهنه ایی روزگار میگذراند. ناگهان دو نفر
در حالیکه تظاهر به دعوا و مرافعه میگردند به او نزدیک شدند، ملای زبان بسته سعی
در میانجیگری و برقراری صلح و صفا بین آن دو نمود. خلاصه اینکه در کنار ملا
بخسبیدند و اندک زمانی بعد که ملا از سوز سرما به خود آمد خود را برهنه یافت .دو
زاریش بیافتاد که آن دعواها همه اش صوری بوده و غرض و مقصود لحاف ملا !!
روایت
است دیگر، راست و دروغش گردن راوی!
اما
دخلش با حال و روز ما چیست؟!
اتفاقاً
خیلی هم دخل دارد و اصلاً روزگار امروز ما چقدر شبیه و همسان با دوران ملا و شاید
هم چند سده دور تر است.
امروز
صبح عید که برای ابتیاع اندک متاع ضروری به بازارچه محله مان رفتم، متوجه شدم قیمت
پیاز نسبت به هفته گذشته دویست سیصد تومان ناقابل با لا رفته(البته نسبت به آخر
هفته قبل) ، علت را جویا شدم گفتند : چون صادرات پیاز شروع شده! قیمت رفته بالا!!
قربانش
برم اقتصاد ما یه جورهایی نوبره بخدا! به همه فاکتورها و تحرکات اقتصادی واکنش
نشان میده. از چهل سال پیش که من دانش آموز رشته اقتصاد بودم . تو کتابهای ذیربط
نوشته بودند کالاها و اقلام مازاد بر نیاز یک کشور به خارج از مرزها صادر میشود.
اصلاً چه کار داریم که تو کتابهای اقتصادی چی نوشتند؟ هر چی نوشته باشند. اصلاً
تئوریهای اقتصادی کی گفته قابل اجرا هستند؟ اونا فقط به درد درس دادن تو مدارس و
دانشگاهها می خورند!!
همین
بابای بنده که نه سواد داره و نه فعال اقتصادی محسوب میشه و نه تئوری اقتصادی
بلده، همین بنده خدا که برنج میکاره، بعد از برداشت محصول قبل از اینکه آذوقه
یکسالش را جدا کنه عمراً یک دانه برنج صادر کنه ! ببخشید بفروشه.
چکار
کنم این هم از الگوها و تئوریهای مدیریت ماست که می خواهیم به واسطه آن بر جهان
مدیریت کنیم.!!
خیلی از بحث دور نشم.
گفتم
چقدر روزگار امروز ما شبیه ایام حیات خدا بیامرز ملا نصرالدین و بلکه اعصار قدیمی
تر از اوست!
اگر
توجه کنید داستان افزایش قیمتها در کشور ما خیلی شبیه روایت فوق است. مثلاً افزایش
قیمت مرغ از اواخر سال گذشته که قیمت مرغ حول و حوش 3200تومان بود شروع شد. ابتدا
اتحادیه مربوطه داستان کمبود دان مرغ و نهاده ها را طرح، سپس دولت خبر ورود ضرب
العجلی نهاده ها را مطرح و متعاقباً داستان سوء استفاده اتحادیه مرغداران از نهاده
ها و فروش 500هزار تن آن دربازار آزاد و....
این
دعواهای ساختگی و سر لحاف ملا بین صنف و مسئولین دولتی ادامه داشت و به موازات آن
قیمت مرغ با سرعت زیاد از مرز 8000تومان هم گذشت و با شروع سناریوی توزیع یارانه
ای مرغ و سهمیه بندی، فروکش نمودن التهاب بازار و... بالاخره قیمت مرغ بعد از
گذشتن از دریای پر تلاطم روزگار مصرف کنندگان در ساحل آرامش 6000تومانی لنگر
انداخت و همه خرسند از تلاش بی وقفه و ایثار گونه مسئولین محترم و تلاشگر در عرصه
تنظیم بازار!!
و
اگر توجه کنیم این داستان در موردخیلی دیگر از کالاها تکرار می شود و ما بعد از
گذشتن و عادت کردن به وضعیت، همه با هم میخوانیم:
همه
چیز آرومه ما چقدر خوشبختیم ...
+ نوشته شده در دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۱ ساعت 7:22 توسط نادر وطن خواه تربه بر
|