سوز هجران
سوز هجران تو داریم کجایی ای دوست!
جمله بی صبر و قراریم کجایی ای دوست
شمع میقات بیفروز به تنگ آمده ایم
در شب تیره و تاریم کجایی ای دوست!
زمزم دیده ما چشمه خوناب شده
بی تو دل خسته و زاریم کجایی ای دوست!
شفق چهره تو آینه صلح و صفاست
واله خال عذاریم کجایی ای دوست!
سال ها منتظر روی دل آرای تو ایم
حسرت وصل تو داریم کجایی ای دوست!
بهر دیدار تو و رایت زهرایی تو
جملگی لحظه شماریم کجایی ای دوست!
گلشن شادی ما رو به خزان است خزان
طالب فیض بهاریم کجایی ای دوست!
و اکثرالدعا بتعجیل الفرج
+ نوشته شده در شنبه ۴ مهر ۱۳۹۴ ساعت 9:59 توسط نادر وطن خواه تربه بر
|